اینجا لندن است

دیگر از حسنعلی ناامید شده بودم. اردیبهشت بود  و نمرات او از پنج تجاوز نکرده بود. وضع من ،تازه خوب بود. داد دبیران دیگر بیشتر از من بلند بود. آنها به من می گفتند : درس تو که روخوانی نمی خواهد، عدد است و حسنعلی خدارا شکر عدد ها را می شناسد. در درس های ما حتی نمی تواند صورت سوال را بخواند. جواب دادنش پیشکش.

چند موردی در طول عمر تدریسم دارم که در برابر دانش آموزانی مانند حسنعلی به زانو درآمده ام و نتوانسته ام حتی پیشرفتی جزیی در آنها ایجاد کنم.چنان عقبه ی قوی ای در ندانستن مطالب پایه دارند که تمام کارهای من بی نتیجه می ماند و این جایی است که معلم به آخر خط می رسد و مجبور است برخلاف میل باطنی ،دانش آموز را از سیستم آموزشی خود حذف کند.

امتحانات نوبت دوم آغاز شد. روزی که من در مدرسه بودم امتحان زبان بود.دبیر مربوطه هم آمده بود که البته اولین باری بود که در طول سال او را زیارت می کردم .چون درست روزهایی کلاس داشت که من نداشتم. جوانی لاغر اندام با چهره ای مهربان که ارتباطش با بچه ها خیلی خوب بود. امسال سال اول خدمتش بود. زیاد حرف نمی زد و سرش به کار خودش بود.

همانطور که در حال گشت زنی در سالن بودم . به بالای سر حسنعلی رسیدم.بی اختیار چشمم به برگه او افتاد. همه را خوش خط جواب داده بود و خیلی هم سریع داشت بقیه را می نوشت. از تعجب خشکم زد و مدتی بالای سرش ایستادم. پاسخ ها همه درست بود.همه چیز داشت دور سرم می چرخید.امتحان ریاضی مرا سه و نیم شده بود و با این منوال زبان بیست خواهد شد.

به دفتر بازگشتم و هنوز مات و مبهوت بودم.داستان را به مدیر گفتم. لبخندی زد و گفت : آره در کمال ناباوری حسنعلی زبانش خوبه.دست این دبیر زبان تازه کار درد نکنه که از همین اول خوب راهش انداخته.

جلسه بعدی امتحان تاریخ بود.بالای سر حسنعلی رفتم دیدم با خط میخی در حال پاسخ دادن است.حتی صورت سوال را نمی تواند بخواند.آرام پشتش زدم و گفتم پسرجان تو باید بروی لندن برای ادامه تحصیل.لبخندی زد و به پاسخ های میخی خودش ادامه داد.

چقدر ما معلمان کارمان تاثیر دارد. حسنعلی به جرات سواد خواندن و نوشتن فارسی را ندارد. ولی زبان انگلیسی را که امسال تازه شروع کرده ، خوب بلد است.دست دبیر زبان هم درد نکند که به کارش اهمیت می دهد.کار او شاهکار است.مستقیماً به خودش هم گفتم.

امسال حسنعلی هنوز در کلاس اول است. از دبیر زبان کتاب کمک آموزشی گرفته و به شدت در حال افزایش گنجینه لغات ذهنش است. در جلسه دبیران مطرح کردم که به حسنعلی با زبان انگلیسی درس بدهیم و از او به زبان انگلیسی امتحان بگیریم. همه خندیدند و . . .

اینجا لندن است .

حسنعلی به راحتی درس ها را می خواند و پاسخ می دهد.نمراتش خوب است و نمودارش رو به پیشرفت. مشاور مدرسه بسیار با او کار می کند و اوضاع روحی و روانی اش هم بسیار خوب است. اکثر اوقات لبخندی بر گوشه لبانش پیداست.

با کمک روانشناس مدرسه آسیب های درس ریاضی او را کشف کرده ایم و با جدیت در فکر رفع آنها هستیم. همه اولیای مدرسه بسیج اند تا حسنعلی و دیگر دانش آموزان از نظر ذهنی و جسمی برای زندگی در جامعه آماده شوند.

………

اینجا لندن است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.