آقای معاون

معاون مدرسه فردی بود منظم و مقرراتی ،قدی نسبتاً بلند داشت و همه بچه ها از او حساب می بردند.کمی هم حساب گر بود.یعنی به امور مالی بسیار حساس بود و تاحد امکان کمتر هزینه می کرد.در صورتی که ماشین شخصی داشت،اکثر اوقات با سرویس به مدرسه می آمد.بسیارکم صحبت می کرد و به همین خاطر با دیگران زیاد معاشرت نداشت.

اواسط امتحانات خرداد بود .آزمون درس زبان انگلیسی راس ساعت آغاز شد و بچه ها شروع کردند به جواب دادن سوالات. در سالن که قدم می زدم متوجه جای خالی محمدامین شدم.محمدامین دانش آموز مودبی بود که از نظردرسی درحد متوسط قرار داشت.در روستا او را زیاد پشت تراکتور دیده بودم. اکثر اوقات به پدرش در کارهای مزرعه کمک می کرد و به قول پدرش کشاورز قابلی بود.

محمد امین از آن دسته دانش آموزانی بود که خیلی زود شخصیتش شکل یافته و ثابت شده بود.واقعاً مانند یک مرد رفتار می کرد.درطول سه سالی که دانش آموز من بود هیچگاه ندیدم برای کم کاری یا نمره کم گرفتنش توجیه بیاورد .همیشه واقعیت را می گفت وهمین باعث شده بود که بیشتر حواسم به او باشد.غیبتش را سریع به مدیر اطلاع دادم تا پیگیری کند.

مدیر یکی از دانش آموزان ابتدایی داخل حیاط را به صورت پیک به خانه محمدامین فرستاد.حدود یک ربع بعد محمد امین آمد.پای راستش تا زانو در گچ بود.زیربغلش را مادرش گرفته بود و چون وزنش سنگین بود هردوی آنها به نفس نفس افتاده بودند.علت را جویا شدم.محمدامین با تراکتور چپ کرده بود و خدارا شکر ،فقط پایش شکسته بود.

فردای آن روز  آقای معاون در سرویس  نبود.به مدرسه که رسیدیم با تعجب بسیار ماشین آقای معاون را کنار در مدرسه پارک شده دیدیم.اتفاقی که بسیار نادر بود.جاده خاکی روستا و ماشین نو آقای معاون!

امتحان تمام شد .از پنجره دفتر به بیرون نگاه می کردم که صحنه ای بسیار تاثیرگذار دیدم.آقای معاون که به بداخلاقی بین بچه ها مشهور بود.زیر بغل محمدامین را گرفته و در حال خارج شدن از در مدرسه بود.حدود نیم  ساعتی طول کشید تا آقای معاون بازگشت.

وقتی وارد دفتر شد بدون هیچگونه صحبتی به کارهای خودش مشغول شد.کنارش نشستم و از او پرسیدم چقدر برگشت شما طول کشید.همانطور که داشت کارهای دفتری را انجام می داد گفت:خانه محمدامین انتها روستا بود تا بروم و برگردم طول کشید.

حالا فهمیدم با ماشین شخصی آمدن آقای معاون چه معنی داشت.از آن روز تا پایان امتحانات آقای معاون با ماشین شخصی خود محمد امین را می آورد و می برد.و هیچ گاه هم در مورد این موضوع حرف نمی زد.چندین بار که در دفتر بودم خواستم سرصحبت را با او باز کنم ولی مانند همیشه کم حرف می زد و .. . . .

7 دیدگاه در “آقای معاون”

  1. سلام ممنون از نوشته ی زیباتون ، آقا یه سوال دارم من از بچگی واقعا دوست داشتم معلم بشم در روستا، اصلا هم حقوق برام مهم نیست ، الآن حدود ۲۵ سال سن دارم در یک اداره ی خوب با حقوق خوب مشغول به کارم اما با پ….. ، خیلی از این وضع ناراحتم که چی فکر میکردم و چی شد ، خلاصه عبارت معلم در روستا را سرچ کردم و به شما رسیدم ، الآن سوالم خالصانه اینه که دوست دارم هر جای کشور در هر روستایی که باشه معلم بشم میشه منو راهنمایی کنید ، از این وضعم فوق العاده ناراحتم هیچ کاری نمیکنم اما حقوق میگیرم اصلا مفید نیستم ، لیسانس حقوق دارم ، کمکم کنید ، (حقوق برام مهم نیست)، هر روز چک میکنم منتظر جوابتونم ، یا علی

    1. سلام و سپاس
      از اینکه اینگونه خالصانه بیان فرمودید متشکرم.
      اگر می خواهید در همین جا پاسخم دهم وگرنه پست الکترونیکی خود را برایم بفرستید تا در آنجا پاسخم دهم
      در پناه حق

      1. شما خیلی خیلی لطف دارید ، اگه به ایمیلم ارسال کنید خیلی ممنون میشم ، از اینکه حرف دلمو خوندید خیلی خوشحالم ، خدا خیرتون بده ، هر روز ایمیلمو چک میکنم منتظر ایمیلتون هستم ، یا علی

  2. با سلام مجدد
    میخواستم ایمیل بزنم اما نشد،
    ، تشکر فراوان بخاطر وقتی که برای نوشتن به این مطلب و فکر کردن در مورد یک آدمی که نه میشناسیدش و نه فکر کردن به آن از( جنبه ی مادی )برای شما سودی دارد کردید
    خدا را شکر افرادی مثل شما هنوز در این کشور وجود دارد ، گاهی اوقات وقتی باران می بارد دلیلش را افراد پاک در این سرزمین می دانم هر چند که هواشناسی از ۱۰ روز قبل هم اعلام کرده باشد
    در مورد معلمی ممنون از راهنمایتون من خیلی دوست دارم در روستا معلم بشم ، اگه عمری باشه میرم تا آموزش پرورش یکی از این شهرهای کوچیک و در مورد معلمی در روستا میپرسم ، امیدوارم نیاز به نیرو داشته باشند و منو قبول کنن
    خیلی خیلی ممنون از مهربانیتون
    (قطعاً راهنمایی های شما رو فراموش نمیکنم)

    **************************************
    مهربانی را اگر قسمت کنیم من یقین دارم به ما هم میرسد آدمی گر ایستد بر بام عشق دستهایش تا خدا هم میرسد
    ((خداحافظتون))

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

73 − = 63